پشت پرده از شمار چشم - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 2:05
از شمار چشم آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «از شمار چشم» را در ادامه بخوانید. هر که نامخت از گذشت روزگارنیز نآموزد زهیچ آموزگارشگفت نیست که همه آینده بینان بزرگ، کور بودند؟ رودکی، ابو العلاء، تیرزیاس، هومر و ...! کوری به چشم نیست، به خرد است. رودکی در سوگ شهید بلخی سروده بود که از شمار چشم یک تن کم و...
دروازه در کانون توجه - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 2:05
دروازه در این مطلب، جزئیات مربوط به «دروازه» ارائه شده است. هیچکس شهامت گذشتن از آن دروازه را ندارد. حتی دکارت هم در آخرین لحظه پاپس کشید و به آخرین خرافه چسبید: خرافه من: همان که شک می کند پس هست! جوانگ دزو هم ترس خود را در نهانْ چیستِ (معما) جوانگ دزو و پروانه پنهان کرد: روزگاری من جوانگ دزو به خو...
جزئیات تازه از درهای تو در تو - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 2:05
درهای تو در تو آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «درهای تو در تو» را در ادامه بخوانید. فیلم Invitation to a Murder را نگاه می کردم. یک فیلم معمایی کارآگاهی به سبک آگاتا کریستی بود. تنها به جای کارآگاه پیری به نام خانم مارپل یک بانوی گل فروش جوان، معمای فیلم را حل می کرد. مثل داستان های عامه پسند آگاتا ک...
گزارشی از کوزه گر دهر - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 2:05
کوزه گر دهر گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «کوزه گر دهر». بحرانها یک خوبی بزرگ دارند: رخْ پوش ها (نقاب ها) را بر می دارند. گر چه در روایت شناسی داستانی، بحران، جعبه ای از ترفندهای داستان نویسی مانند گره و تعلیق و این گونه چیزها است و پیش از گره گشایی پایانی رخ می دهد؛ اما در زندگی، بحران، همان گره...
بررسی سنگلاخ - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 2:05
سنگلاخ آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «سنگلاخ» را در ادامه بخوانید. سنگلاخ بی بارش زیستن را تنها اشک های مرده، آب می دهند. از بارش سنگین بارِ چشم ها، این زخمهای گشوده، این رنج های باز، تنها آگاهی می روید و اندوه! اما به راستی که اندوه، میوۀ تلخ آگاهی است. در سالهای بی عابر، در تنهایی تلخ بی ترحم، فضا...
بررسی هذیان گویی در یک روز بارانی - تاریخ: 1405/4/31 ساعت: 2:05
هذیان گویی در یک روز بارانی آنچه تاکنون درباره «هذیان گویی در یک روز بارانی» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم. نوشتن در هر حالتی غیر موجه است و از جاه طلبی انسان یا ترسی عمیق از مردن حکایت دارد. حالت استعاری آن یعنی سامانه ای از نوشته های قراردادی و میرا هم به خوبی نشان می دهد که نوشتن آمیزه ...
هذیان گویی در یک روز بارانی - تاریخ: 1403/3/9 ساعت: 11:28
نوشتن در هر حالتی غیر موجه است و از جاه طلبی انسان یا ترسی عمیق از مردن حکایت دارد. حالت استعاری آن یعنی سامانه ای از نوشته های قراردادی و میرا هم به خوبی نشان می دهد که نوشتن آمیزه ای از جاه طلبی و خواهشِ بی مرگی است. اما یک ذهن خردمند نیک می داند که همنشینی این دو یعنی مرگ! گاهی تخیل، بازیگوشانه م...
سنگلاخ - تاریخ: 1402/5/24 ساعت: 16:39
سنگلاخ بی بارش زیستن را تنها اشک های مرده، آب می دهند. از بارش سنگین بارِ چشم ها، این زخمهای گشوده، این رنج های باز، تنها آگاهی می روید و اندوه! اما به راستی که اندوه، میوۀ تلخ آگاهی است. در سالهای بی عابر، در تنهایی تلخ بی ترحم، فضای مرده این برکه بی ماهی-ذهن- تکانکی می خورد و از میان آبهای آن جنین...
درهای تو در تو - تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 4:25
فیلم Invitation to a Murder را نگاه می کردم. یک فیلم معمایی کارآگاهی به سبک آگاتا کریستی بود. تنها به جای کارآگاه پیری به نام خانم مارپل یک بانوی گل فروش جوان، معمای فیلم را حل می کرد. مثل داستان های عامه پسند آگاتا کریستی گره داستان با نبوغ ماشین وار کارآگاه یا قهرمان نیک سرشت فیلم حل می شد نه با گ...
کوزه گر دهر - تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 4:25
بحرانها یک خوبی بزرگ دارند: رخْ پوش ها (نقاب ها) را بر می دارند. گر چه در روایت شناسی داستانی، بحران، جعبه ای از ترفندهای داستان نویسی مانند گره و تعلیق و این گونه چیزها است و پیش از گره گشایی پایانی رخ می دهد؛ اما در زندگی، بحران، همان گره گشایی روانی است! یعنی همه چیز جا به جا می شود و کلاف پیونده...
مرگ و مشاغل - تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 4:25
طوری از هوش مصنوعی و مرگ مشاغل فعلی حرف می زنن که انگار شغل های فعلی، با حرفه های سنتی غمخوارانه رفتار کردن! همه مشاغل فعلی بر گورستان شغل های قدیمی برپا شدن. همیشه همینجور بوده. تنها شغلی که از زمان قابیل تا کنون تکون نخورده، جنگ سالاریه. بقیه حرفه ها هر کدوم برای مدتی به قول حسنک وزیر کارها راندند...
آواره - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 15:38
فالعيشُ نومٌ والمنيَّةُ يقظةٌ والمرءُ بينهما خيالٌ سارِزندگی خواب است و مرگ بیداری و آدمی میان این دو به سایه ای (پنداری) آواره می ماند...علی بن محمد بن فهد تهامی شاعری از یمن که در سال 1025 میلادی در مصر کشته شد. Adblock test (Why?)
مس وجود، زر آگاهی - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 17:09
کتاب های اهل تصوف پر از توصیف هایی از ابدال، اقطاب و شخصیت های شگفت آوری است که می توانند مس هستی ملال آور انسان را به زر فراآگاهی های انقلابی و زیر و رو کننده تبدیل کنند. اما با شناختی که از توانمندی های انسانی داریم بیشتر این سخن پردازی ها به خیال پردازی های آرزومندانه می ماند. واقعا چنین سخن هایی...
توسعه اخلاقی - تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 17:09
یک دستگاه اخلاقی باید مفاهیم اخلاقی اش را چنان توسعه ببخشد که همه سیاره را در خود جای دهد. بدون چنین تعمیمی، اخلاق به سادگی در دام ریاکاری می افتد. باید همه جانداران زمین و فرزندان طبیعت ارزش اخلاقی برابری پیدا کنند. بدون این تعمیم، اخلاق به نقابی تبدیل می شود که کسانی از پشت آن به ویران سازی خود اخ...
چرا - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:14
یک میل خودویرانگرانه...چرا اورگانیسم با خودش می جنگد؟
شاید - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:14
شاید اگر زندگی را معنا نکنیم آن را معنا کرده ایم؟
نام - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:14
هیچ چیز چون نام ها جهان چموش اشیا را رام نمی کند... نام ها تاریکی را به عقب می رانند...دستکم برای ما...درون جهان محافظت شده انسانی مان... + نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۶ساعت 13:7 توسط انوبیس |
تقدیر - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:14
تبر تقدیر درخت است...هر تکاملی دشمنش را با خود و در خود می پرورد...پایان، چهره دیگر بلوغ است... + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 0:27 توسط انوبیس |
غنا - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:14
یک جا خواندم که مرگ برای عارف فریضه ای است که باید ادا شود تکان دهنده است که زندگی درونی انسان به درجه ای از تکامل و بلوغ برسد که مرگ میوۀ رسیدۀ آن باشد. این همان غناست... + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 1:38 توسط انوبیس |
آرمان ها - تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:14
هنگامی که انسان کوچکتر از آرمان هایش باشد یا ریاکار می شود یا خودآزار... + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 21:31 توسط انوبیس |